وقتی من در دنیای طلایی و لبریز از عشق و شاعرانگی خودم غوطه ورم،
به من بگو چندین هزار زن هنوز، دردی به دوش می کشند از زن بودن؟
“به همین سادگی” را دیدم. دور بود اما آشنا و حزن آور.
وقتی من در دنیای طلایی و لبریز از عشق و شاعرانگی خودم غوطه ورم،
به من بگو چندین هزار زن هنوز، دردی به دوش می کشند از زن بودن؟
“به همین سادگی” را دیدم. دور بود اما آشنا و حزن آور.