“من تو را برای شعر بر نمی گزینم
شعر مرا برای تو بر گزیده است…
در هشیاری به سراغت نمی آیم
هر بار از سوزش انگشتانم
در می یابم که تورا می نوشته ام…” حسین منزوی
“من تو را برای شعر بر نمی گزینم
شعر مرا برای تو بر گزیده است…
در هشیاری به سراغت نمی آیم
هر بار از سوزش انگشتانم
در می یابم که تورا می نوشته ام…” حسین منزوی
فصل باران گذشت…بهانه مگیر
قسمت ماست لحظه های کویر
قسمت ماست تا سحر نخوابیدن
ناله بر دوش پای در زنجیر
سر ساعت همیشه می بینی
غم در آغوش ماست بی تاخیر!
فرصتی نیست تاببارم من
گل من مرگ را بپذیر…