جاده می شوم که تو از من بگذری
نه تیره ام نه روشن
غبار خاکستری راهم که بر تن ات می نشینم
خاموش و سبک
برگ برگ ات فرو می افتد از شاخه ام
چشم وا کنی
زمستانم
ناتمام و سرد
جاده می شوم که تو از من بگذری
نه تیره ام نه روشن
غبار خاکستری راهم که بر تن ات می نشینم
خاموش و سبک
برگ برگ ات فرو می افتد از شاخه ام
چشم وا کنی
زمستانم
ناتمام و سرد