با تو خودم هستم |

می خواهم خودم باشم
خوراک RSS

از شعرهایم نمی پرسی؟

پنج شنبه ۲۴ آذر ۱۳۸۴

کسی از شعرهایم نمی پرسد

و من دستی نمی برم به نوشتن

فارغ نمی شوم از شعرهای نُه ماهه

من مادر خوبی نیستم

واژه ها در من رسیده و نارسیده سقط می شوند

عادت کرده ام به نشنیدن صدای نوزادها در خودم

و به انداختن هر آنچه مرا از دویدن باز می دارد

سبکبال که می شوم بال شعرم می شکند

دلم نمی خواهد اعتراف کنم در من شعر

زاییده ی درد است


ما به انکار تو عادت کردیم…

پنج شنبه ۳ آذر ۱۳۸۴

ما به انکار تو عادت کردیم

و بهشت از سرمان زود پرید

خو گرفتیم به تاریکی شب

صبح دیدار تو در خاطره هامان گم شد

سجده کردیم به ابلیس وَ در باورمان

آتش و خاک به هم ریخت

حقیقت جان داد

ما به انکار تو عادت کردیم

نه ازل بود نه عشق

آدمی بود و گناه

و جهان،

فصل جاوید شب و حسرت شد.


طراحی شده توسط پریا کشفی(قبل از ارسال نامه لطفن ستاره ها را از آدرس ایمیل حذف کنید)